معمولاً کارفرمایان در ابتدای پروژه، خواهان یک برآورد دقیق هزینه هستند تا بتوانند بودجه مورد نیاز پروژه را تامین کنند و عدم قطعیت ها و ریسک های موجود در پروژه، مانع از دستیابی به چنین برآورد دقیقی خواهند بود. برای مثال، حدود نیمی از پروژه های عظیم حمل و نقلی در حال اجرا در ایالات متحده با افزایش هزینه نسبت به برآورد اولیه مواجه هستند.

به دلیل عدم قطعیت ها و ریسک های فراوانی که در پروژه های ساخت وجود دارد، سازمان های کارفرما معمولاً مبلغی را به عنوان بودجه ذخیره علاوه بر هزینه های برآورد شده پروژه های خود، در نظر می گیرند. این بودجه ذخیره که Contingency نامیده می شود، اثرات شدید ناشی از عدم قطعیت ها و ریسک ها را مهار نموده و از بروز مشکلات ناشی از افزایش هزینه های پروژه جلوگیری می نماید. در طی دو دهه گذشته، محققان و مهندسان روش های متعددی را برای محاسبه بهینه این بودجه ذخیره ارائه نموده اند. چنین محاسبه ای می تواند به سادگی در نظر گرفتن درصدی از مبلغ برآورد شده پروژه و یا بصورت روش های محاسباتی بسیار پیچیده صورت گیرد. بر این اساس روش های محاسبه Contingency را می توان به سه دسته کلی روش های معین، روش های احتمالاتی و روش های محاسباتی نوین تقسیم نمود.

به منظور غلبه بر افزایش هزینه های پروژه لازم است مولفه های ریسک و نیز عواملی که ممکن است سبب افزایش هزینه های پروژه شوند، شناسایی گردد  و برای مهار اثرات مالی این ریسک ها، مبلغ ذخیره ای به بودجه کلی پروژه افزوده شود. همانطور که اشاره شد، این بودجه ذخیره، عمدتاً بصورت سنتی براساس درصدی از برآورد اولیه مبلغ پروژه محاسبه می شود . مبلغ ذخیره به صورت بودجه ای جداگانه برای مقابله با عدم قطعیت ها و ریسک های پیش روی پروژه در نظر گرفته می شود تا پیشرفت پروژه بتواند براساس بودجه موجود ادامه یابد. در سال های اخیر، برخی سازمان ها شروع به ارزیابی احتمالاتی ریسک ها در پروژه هایشان نموده اند تا بصورت بهینه تری به محاسبه بودجه ذخیره پروژه بپردازند. بهینه سازی بودجه ذخیره زمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود که این سازمان ها دارای چندین پروژه مختلف باشند و اختصاص بودجه اضافی به یک پروژه سبب عدم امکان استفاده از آن بودجه در پروژه های دیگر گردد. به این منظور، بهتر است از روش های بسیار محافظه کارانه موجود برای محاسبه Contingency به روش های محاسبات پیچیده تر روی آورده شود.

انجمن مدیریت پیشرفته هزینه (AACE) مفهوم Contingency را به صورت زیر تعریف می نماید:

“مقداری که به برآورد اولیه هزینه افزوده می شود تا موارد، شرایط و رویدادهایی را که غیر قطعی بوده و امکان بروز آن وجود دارد را جبران نماید. این مقدار عموماً براساس محاسبات ریاضی و قضاوت خبرگان از رویدادها و تجربیات گذشته بدست می‌آید.”

همچنین بیان می نماید که Contingency شامل هزینه های مربوط به تغییرات عمده محدوده پروژه، فجایع و فورس ماژورها، تغییراتی که با اهداف مدیریت کلان صورت می گیرد و تورم و تغییرات نرخ ارز نمی گردد.

انجمن تحقیقات و اطلاعات صنعت ساخت (CIRIA) مفهوم Contingency را در پروژه های ساخت در سه دسته کلی شامل تغییر مشخصات، تغییر برنامه زمان بندی و تغییر بودجه بندی پروژه تعریف می نماید.

همچنین می توان مفهوم Contingency را در دو حالت کلی مربوط به هزینه و مربوط به زمان دسته بندی نمود.

روش های محاسبه Contingency

روش های تخمین ریسک و برآورد Contingency براساس تعریف انجمن مدیریت پیشرفته هزینه (AACE) در چهار قالب انجام می شوند که شامل قضاوت خبرگان، دستورالعمل های موجود، شبیه سازی پروژه و روش های محاسباتی می باشد.

در میان روش های مختلف محاسبه Contingency ، روش سنتی براساس درصدی از مبلغ اولیه پروژه به عنوان پرکاربردترین روش محاسبه شناخته می شود. همچنین شبیه سازی مونت کارلو، آنالیز رگرسیون و شبکه های عصبی از جمله روش های اصلی به کار گرفته شده در سال های اخیر می باشند.

همانطور که اشاره شد، روش های محاسبه Contingency را می توان به سه دسته کلی روش های معین، روش های احتمالاتی و روش های محاسباتی نوین تقسیم نمود که در ادامه توضیحاتی در خصوص این سه دسته ارائه می گردد.

روش های معین:

روش های معین به عنوان ساده ترین و متعارف ترین روش های تعیین بودجه ذخیره پروژه های ساخت شناخته می شوند. این روش‌ها در زمان هایی به کار گرفته می شوند که کارفرما به دلیل محدودین زمان و هزینه و یا ابعاد پروژه، قصد به کارگیری روش‌های ارزیابی ریسک را نداشته باشد. منظور از معین بودن این روش ها آن است که در آن ها یک مقدار مشخص برای بودجه ذخیره در نظر گرفته می شود. این روش ها توانایی پاسخگویی مناسب به ریسک های پروژه را نداشته و در قبال پیچیدگی پروژه، شرایط بازار و موقعیت پروژه حساسیتی ندارند. این روش ها در دو دسته اصلی خلاصه می شوند:

دسته اول، افزودن درصدی به مبلغ اولیه پروژه می باشد. در این روش، درصدی از هزینه هر یک از فعالیت های پروژه بصورت از پیش تعیین شده به عنوان بودجه ذخیره در نظر گرفته می شود و مجموع این مبالغ برای تمامی فعالیت ها به عنوان بودجه ذخیره کل پروژه لحاظ می گردد. هر سازمانی براساس تجاربی که کسب نموده، دستور العملی برای درصد بودجه ذخیره هر نوع فعالیت ساختمانی خواهد داشت.

روش دوم، قضاوت خبرگان می باشد که تنها تفاوت آن با روش پیشین، آن است که دیگر مجموعه ای از درصد های از پیش تعیین شده برای فعالیت های مختلف وجود ندارد و خبرگان براساس تجاربی که در خصوص ریسک های موجود در پروژه های مشابه داشته اند میزان بودجه ذخیره را تعیین می کنند.

روش های احتمالاتی:

عمده تفاوت میان روش های معین و روش های احتمالاتی آن است که در روش های احتمالاتی، عدم قطعیت ها به دقت مدلسازی می شوند تا توابع توزیع مناسبی برای آن ها شناسایی شود.

با توجه به مجموعه عدم قطعیت‌ها و ریسک هایی که در پروژه های ساخت وجود دارند و سبب بروز خطاهای فاجعه بار در در برآورد های اولیه می شوند، محاسبه هزینه دقیق پروژه عملاً کاری غیر ممکن خواهد بود درحالیکه با استفاده از تابع توزیع آماری هزینه ها، می توان براساس سطح دقت مورد نیاز کارفرما، هزینه پروژه را برآورد نمود. در واقع Contingency به نوعی تابع معکوس پذیرش ریسک افزایش هزینه های پروژه می باشد بطوریکه با کاهش میزان ریسک پذیری کارفرما می بایست مبلغ بیشتری به عنوان ذخیره پروژه در نظر گرفته شود.

روش های احتمالاتی معمولاً به صرف زمان و هزینه بیشتری نیاز دارند و بسیاری از سازمان های کارفرمایی و پیمانکاران، در خصوص به کارگیری این روش ها علاقه ای نشان نمی دهند. این روش ها معمولاً توسط پیمانکارانی که در پروژه های بسیار پیچیده فعالیت می کنند به کار گرفته می شوند. ارزیابی احتمالاتی ریسک های پروژه می تواند با ابزارهایی از قبیل درخت خطا، درخت احتمالات، آنالیز رگرسیون و شبیه سازی مونت کارلو صورت پذیرد که در ادامه به ارائه توضیحاتی درخصوص روش شبیه سازی مونت کارلو پرداخته می شود:

در این روش، قضاوت خبرگان در کنار روش های محاسباتی قرار می گیرد تا با استفاده از شبیه سازی به ارائه یک خروجی احتمالاتی بپردازد. در مواردی که معادلات مورد نیاز برای محاسبه احتمالاتی Contingency وجود نداشته باشد و یا توابع توزیع مختلفی برای Contingency داشته باشیم، محاسبات بسیار پیچیده می شود و استفاده از شبیه سازی می تواند به دستیابی به خروجی احتمالاتی مورد نیاز منجر شود.  استفاده از شبیه سازی های متداول در بسیاری از موارد به سبب سختی روش های محاسباتی ناممکن است درحالیکه در روش مونت کارلو این امکان را دارد که به طور گسترده در محاسبات ریسک و contingency در صنعت ساخت به کار گرفته شود. این روش اولین بار توسط یک ریاضیدان لهستانی به نام Stanislaw Ulam معرفی گردید. لازم به توضیح است که خروجی های این شبیه سازی باید از نظر منطقی بودن مورد ارزیابی قرار گیرد.

تخمین بازه: این عبارت اولین بار توسط (۱۹۷۶) Curran  مطرح گردید و براساس آن، موارد اثرگذار اصلی بر هزینه ها مشخص می شود. سپس تخمین معینی از هزینه هر یک از این موارد به عنوان هزینه محتمل صورت می گیرد. پس از آن، براساس نظر خبرگان، حداکثر و حداقل هزینه این موارد تعیین می گردد. در پایان با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو، تابع توزیع تجمعی (CDF) هزینه شکل خواهد گرفت. CDF محاسبه شده، برای محاسبه Contingency مورد نیاز جهت دستیابی به سطح اطمینان مورد قبول کارفرما از کفایت بودجه پروژه به کار گرفته می شود. برای تعیین موارد اثرگذار بر هزینه از قانون پارتو استفاده می شود که بیان می نماید ۸۰ درصد هزینه های پروژه در اثر ۲۰ درصد از فعالیت ها حاصل می شوند و به بیان دیگر ۸۰ درصد ریسک های مالی به ۲۰ درصد فعالیت ها مرتبط خواهند بود.

هر یک از این موارد اثرگذار بر هزینه می توانند تابع توزیع احتمال (PDF) متفاوتی از قبیل توزیع مثلثی، نرمال، لاگ نرمال، بتا و … داشته باشند که انتخاب تابع توزیع احتمال مناسب به تطابق داده های موجود و اطلاعات تیم پروژه با توابع مختلف وابسته خواهد بود و به این منظور، نرم افزارهای تجاری از قبیل Risk@ و Cristal Ball وجود دارند. با تحلیل کل موارد اثرگذار بر هزینه به تعداد دفعات اتفاقی کافی (تقریباً ۵۰۰ تا ۵۰۰۰ مرتبه)، تابع توزیع تجمعی هزینه کل پروژه محاسبه می شود و براساس سطح ریسک قابل قبول سازمان (معمولا حدود ۸۰ درصد)، Contingency مورد نیاز مشخص می شود. تخمین بازه می تواند در هر یک از مراحل کلیدی پروژه از جمله در حین اجرای پروژه انجام گردد تا بتوان مقادیر مازاد Contingency را آزاد نمود.

روش یکپارچه برای هزینه و زمان: اگرچه ارتباط میان زمان و هزینه در پروژه های ساخت کاملاً بدیهی می باشد، تخمین احتمالاتی هزینه و برنامه زمان بندی اغلب جداگانه و بصورت مستقل انجام می گردد. زمانی که ارتباط مستقیمی میان برنامه زمان بندی و برآورد هزینه وجود نداشته باشد، مدل ساخته شده نمی تواند ریسک های پیش روی پروژه را بطور کامل مد نظر قرار دهد و در نتیجه ممکن است بودجه ذخیره در نظر گرفته شده برای پروژه کافی نباشد. بنابراین مدل هایی تهیه می شود تا بطور همزمان تخمین بازه و زمان بندی احتمالاتی را در سطح ساختار شکست کار در پروژه های ساخت به انجام رساند.

(Roberds (2006روش یکپارچه ارزیابی ریسک زمان و هزینه را بطور خاص برای پروژه های زیربنایی پیشنهاد می نماید. وی ادعا می نماید که اغلب نرم افزارهای تجاری ارزیابی ریسک که به روش مونت کارلو عمل می کنند قابلیت مدلسازی صحیح یکپارچه هزینه و ریسک را ندارند. همچنین (۲۰۱۰)Touran  مدلی برای ارزیابی چندین ساله عدم قطعیت های مربوط به زمان و هزینه بصورت یکپارچه براساس شبیه سازی مونت کارلو ارائه نموده است.

روش های محاسباتی نوین

از روش های محاسباتی نوینی که به منظور محاسبه Contingency معرفی شده اند می توان به دو روش فازی و شبکه‌های عصبی مصنوعی اشاره نمود. روش فازی برای لحاظ نمودن عدم قطعیت های مرتبط با دانش و رفتار انسان به کار گرفته می شود (Sachs, 2009) و با استفاده از منطق فازی، ارزش گذاری مسائل به جای روش صفر و یک که هر مسئله را صرفاً صحیح و یا ناصحیح در نظر می گیرد به ارزش گذاری هر مسئله بصورت نسبی می پردازد. در منطق فازی، احتمال نسبی صحیح بودن یک مسئله است که اهمیت می یابد . روش شبکه های عصبی مصنوعی نیز یک فرایند پردازش اطلاعات است که با شبیه سازی رفتار سلول های عصبی مغز انسان و فرایند بیولوژیک آن به تحلیل فراابتکاری مسائل پیچیده می پردازد.

bakhshi 2014

در صورت تمایل به دریافت ترجمه فارسی مقاله، درخواست خود را در قسمت دیدگاه ها درج بفرمایید.

(Visited 184 times, 1 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *